.

.

این وبلاگ توسط یک معلم اداره می شود

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

نویسندگان

پیوندها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تدبر در قرآن» ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم

شب نویسی بر تدبر در قرآن

قطعا علم به آن را دارم که نه آنچنان علمی دارم و نه می توان با قطعیت بر روی نوشته یا حرفی که می زنم حسابی باز کرد اما می دانم گزاره هایی که مطلق عقل بر آن حاکم باشد را می توان به عنوان مساله ای عقلی پذیرفت و حد اقل تاملی را در آن انجام داد .

فراز کوتاهی از دعای افتتاح شدیدا ذهنم را به خود درگیر نمود که به حمد الله اصل متوقف شدن بر این فراز از برکات دوره های تدبر بود و شیوه نگرش در قرآن و پس از این تدبر در این فراز دوباره به سوی قرآن جهت داده شدم که اصلا نمی دانم این سیر چگونه اتفاق افتاد ، به همین منظور از پدر معنوی و استادم جناب آقای رجبعلی درخواست دارم تا نقدی را بر این نوشته داشته باشند تا حقیر را از هرگونه انحراف در این برداشت آگاه نمایند .

فرازی هست در دعای افتتاح که می فرماید :

اللهم انا نرغب الیک فی دولة الکریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله

یعنی خدایا از تو خواهنم دولت کریمه ای  را که در آن اسلام و اهلش عزت می یابند و نفاق و اهلش ذلت

نکات تدبری  از این دعا :

دعا چیست ؟

چیزی است شبیه توبه که باید برای آن خود را در مسیر خدا قرار دهی

خواسته ای است که لزوما ید الهی را در برآورده شدنش لازم دارد

یا به معنای بهتر وسیله ای است که دست نیافتنی ها را دست یافتنی می کند

دعا نشان از ضعف آدمی و قدرت رب و اله دارد

پس می توان این گونه برداشت کرد :

اگر انسان در مسیر خداوند قرار نگیرد می تواند به نرغب یک لا بچسباند و همه ی این اتفاق را نخواهد

انسان ممکن است که امیال شخصی اش او را بی میل به عزت یافتن اسلام و اهلش بنماید

انسان ممکن است راغب شود به عزت یافتن نفاق و اهلش

انسان ممکن است اصلا علاقه ی خود را به موضوعی با عنوان دولت کریمه از دست دهد .

 

با توجه به خطری جدی که در این حوزه ظهور و بروز می یابد تنها راه پیشنهادی یک راه است و آن اینکه انسان باید در هر لحظه در مسیری گام بردارد که به دور از دلخواسته ها و نفسانیات بوده و در هر لحظه قابل چک شدن و بررسی شدن باشد و این راه نیز جز با یک شیوه امکان پذیر نیست که قانونی داشته باشد شفاف و قابل تطبیق بر زندگی و مطمئن برای درمسیر خدا قرار گرفتن یا به معنای واضح تر داشتن قانون اساسی الهی برای سیر تا دولت کریمه که به قطع این قانون جز کتاب الله نمی تواند باشد و جز آن نمی تواند هیچ حرکتی را تضمین نماید .

و اصلا این قرآن است که به تو راه می نماید که چه کسی را اولوالامر بگیری تا عزت اسلام و اهلش را بخواهی و از چه کسانی دوری نمایی تا عزت نفاق و اهلش را نخواهی !

و باید اینگونه سیر زندگی را تغییر داد تا عاقبت کار به خیر شود

اللهم انا نرغب الیک فی دولة الکریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله

 والسلام

 

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۳ ، ۰۲:۲۱
ابوالفضل رفیعها

بسم الله

آنچه که مانع برکت است، عامل عذاب است

مدت هاست که مجموعه دچار سوالی جدی است ! و آن هم این است که چرا مجموعه دچار اختلاف است و برکت لازم را ندارد ؟

جواب های مختلفی هم به آن داده شده است که تعدادی از آن ها را اجمالا مرور می کنیم :

اینکه تقوای تشکیلاتی در جمع وجود ندارد

اینکه اطمینان برادرانه در جمع از بین رفته است

اینکه غیبت در مجموعه رایج شده و مانع برکت گردیده است

اینکه بچه ها با یکدیگر رو بازی نمی کنند

و ...

اما پس از مدت ها فکر به اینجا رسیدم که مانع چیزی فراتر از این هاست

توجه شما را به صحنه هایی جلب می کنم :

حدود 2 سال(مربیان نسل اول) و 1 سال (مربیان نسل دوم) است که قرآن می خوانیم هنوز در هنگام برنامه ریزی ها و طرح هایمان اعلام نمی کنیم که این حرف مستند به چه آیه یا سوره ای است

حدود 2 سال و 1 سال است که قرآن می خوانیم و هنوز بر سر قرار هایمان خواب می مانیم

حدود 2 سال و 1 سال است که وقتی از ما سوال می شود که چرا دیر آمدی یا خواب ماندی جواب می دهیم که خوب خواب موندم دیگه

حدود 2 سال و 1 سال است که از استاد خود تشکر نکرده ایم ولو در حد اقل تشکر

حدود 2 سال و 1 سال است نه اینکه تشکر نکرده ایم بلکه خواب خود را به وقت او ارجحیت دادیم

حدود 2 سال و 1 سال است نه اینکه استاد که برای قرار قرآنی مان ارزش قائل نبوده ایم

حدود 2 سال و 1 سال است با خنده می گوییم بنده خدا آقا کاظم هر کاری کرد آدم نشدیم

حدود 2 سال و 1 سال است که به جای گریه بر آدم نشدنمان می خندیم

حدود 2 سال و 1 سال است بسیار راحت تر از آنکه فکر کنی عهد هایمان را فراموش می کنیم

حدود 2 سال و 1 سال است به هر چیزی بیش از قرار قرآنی مان پایبند بوده ایم

حدود 2 سال و 1 سال است حتی حاضر نیستیم نظرات مقابل را بشنویم و هر جا که می خواهیم نظر طرف مقابل را به تحقیر می کشانیم

حدود 2 سال و 1 سال است که همز و لمز را شنیده ایم و ترک نکردیم

حدود 2 سال و 1 سال است تکبر می کنیم و به سجده نمی افتیم

حدود 2 سال و 1 سال است راحت طلبی خود را ریشه کن نکرده ایم

و اگر بخواهم در یک جمله همه این ها را بگویم می شود اینکه چه نعمتی دریافت نمودی و چه برخوردی با آن کردی ؟

و می شود اینکه 2 سال و 1 سال است که شکر مجموعه را خاموش کردیم و دنبال دلیل می گردیم

و یادم باید بیاید سوره ابراهیم را که فرمود :

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ

و (به خاطر آرید) زمانى که پروردگارتان اعلام کرد که اگر شکر گزارید حتما بر (نعمت‏هاى) شما مى‏افزایم، و اگر کافر شدید یا ناسپاسى کردید البته عذاب من بسیار سخت است

و می ترسم که اگر همین بی برکتی را شکر نگوییم مبتلا شویم به عذاب شدید !

و می دانی که شاید گناه کنی و مسلمان باشی ولی بدان اگر شکر نکنی کافر خواهی بود

والسلام

 

 

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۳۶
ابوالفضل رفیعها

بسم الله

برای برادر عزیزم امیر ترابی

تعلق این متن به حدود 2 یا 3 هفته قبل است و جلسه ای که در مسجد المهدی (عج) میدان بهرود تشکیل شد ...

آنجایی که فهمیدم قرآن و نمودار های قرآنی امیر چه بر سر او آورده است !

آشنایی با امیر تقریبا بر می گردد به حدود 1 سال و سه ماه قبل یا به قولی سنه 92 هجری شمسی !

وقتی که امیر سوم دبیرستان بود ! بدون تعارف می گویم شاید یکی از کسانی بود که هیچ حسابی برایش باز نکردم ...

وقتی که نیاز است به نیرو و دلی هم چرخیده است به سمت خدا قرآن می کشاندت سر سفره رزقش ، و از هیچ می سازدت و قرائتت می کند تا بشوی !

ماجرا به این شرح است :

گردان قمر بنی هاشم (ع) که می خواست برای دانشجوهای سال اول تشکیل شود به درخواست محسن آزرمی اجازه حضور دو دانش پژوه سال چهارم هم صادر شد و به تبع آن 2 دانش پژوه دیگر . اولین نمود امیر عزیز در اطمینانش برای حضور در کلاس ها بود .

اما اتفاق ویژه چارتی بود که امیر برای قرارگاه حضرت علی اکبر (ع) با استناد به قرآن تهیه کرد و در جمعی که کوچکترینش بود به توجیه افراد پرداخت ...

و این همان امیری بود که حتی در جلسات توان صحبت کردن هم نداشت ...

و آری این گونه است برادر

و امیر همان امیر ناقص و کوچک است که البته بخشی از قرآن در آن تعبیه شده ، آن روز آرزو کردم ای کاش ذهنم مانند امیر خالی بود و وقتی طراحی تشکیلاتی به من پیشنهاد می شد جز قرآن برای رجوع نداشتم ...

و می تواند رشد کند و آن هایی را که روزی در کلاس بحثشان می نشست به قبطه وادارد ...

می تواند نگاه کند به انقلاب و تحلیل کند با قرآن

رسما اعلام می کنم برادر امیر قرآنی ارادتمندیم

بدان که امیر ترابی تنها با قرآن قیمت دارد و هرکسی بدون قرآن به هیچ هم نمی ارزد

التماس دعا

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۵۵
ابوالفضل رفیعها

بسم الله

آتش نا شکری ...

متنی برای درس جامع سوره های الر

و خدا آنقدر کریم است که ببخشد به تو آن چیزی را که اگر به خودت باشد سال های سال هم که بگذرد نه به دستش خواهی آورد و نه حتی برای به دست آوردنش دست به تلاشی خواهی زد ...

و این جریان قرآنی است که به من بخشیده و ابزاری را در اختیار من نهاده تا از جهل عمیق خود تبدیل به اولوالالبابم نماید !

و من باید باور کنم که نعمتی که می آید به همراهش آزمونی هم خواهد آورد تا بسنجد  من به اندازه لازم برای استفاده از آن نعمت  رشد خواهم کرد یا نه !

و می دانی رشد من در کجاست ؟

رشد من در نگاه من است به هر صحنه ای  و یکی از این صحنه ها همین درسی است که شاید اگر نبود حتی ذهنیتی هم برای این امر نبود !

نعمت یعنی همین که خداوند صدها ساعت کار را برای استفاده تو بدون هیچ دغدغه ای قرار می دهد ! و تو می توانی صدها ساعت را در ده ها ساعت درک نمایی و از آن استفاده نمایی !

اما همه چیز به مواجهه تو با این صحنه و میزان نیازت برای برداشت از آن صحنه بر خواهد گشت که چگونه موضوعی به تو عرضه شد و آن را پس زدی و یا بی تفاوت از کنارش گذشتی !

و مبدا نابینایی ات را به گردن حضرت دوست بیاندازی و و آتش جهنم را عقوبت او بدانی که رد کردن بزرگترین نشانه الهی لایق نابودی و زوال مطلق است ناشکری از او عمیق ترین خود نشناسی ها !

و هرچه هست آتش ناشکری تو و مقابله ات با راه خداست ...

و اگر پشت کنی به نعمتی که ارزانیت داشته اند روزی آن را از تو خواهند گرفت و تو حیران و سرگردان به سیر بی هدف ادامه خواهی داد ...

خدایا رحم کن

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۱:۲۴
ابوالفضل رفیعها