.

.

این وبلاگ توسط یک معلم اداره می شود

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

نویسندگان

پیوندها

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۲ ثبت شده است

هواللطیف

و یوسف (ع) قصه ایست جاری در سرار حیات انسان و آیه ایست محکم در لطیف تیرن قالبها و عالمی است بزرگ از غیب ترین عوالم و برهانی است عظیم برای سخت ترین شرایط وبیهوده نیست که احسن القصص است و سوره ای را از ابتدا تا انتها به خود اختصاص داده است ... و یوسف آنقدر مهم است که خداوند از کودکی اش را برایت ترسیم می کند تا عزیز شدن و دوباره سر بر آستان پدر و رسولش و آنقدر زیبا یوسف را به رخت می کشد که بارها و بارها و سالهای سال هم که گوش کنی بازهم احسن القصص بماند و عجیب است که عده ای یوسف(ع)را بدون نسل می دانند که یوسف (ع)

جاری بوده و خواهد بود در تمام قرآن ... و حتما این را هم لحاظ کن که یوسف ها و نوح ها و هود ها و ابراهیم ها و ... همه شان تمام عمرشان را گذاشته اند تا قدم هایی باشند برای محبوب خدایشان یعنی حضرت محمد مصطفی (ص) و اهل بیتشان(ع)...

و باور کن که یوسف (ع) و مهربانیش و عزتش و گذشتش بارها و بارها کوچکتر است از رحمت و عظمت رسول عزیز اسلام(ص) ...

و نیز در ذهن نگهدار که شاید یوسف (ع) برادری اش را فراموش نکند و آنقدر منبع لطف و رحمتش وسیع باشد که سالها و فاصله های بسیار در درون آن محو و ناپدید شود و شاید آنقدر محبتش زیاد باشد که در دلت ورود پیدا کند و شرمساری ات را ازمیانبردارد ...

اما ...

اما فراموش نکن که کسب عزت عزیز در دست خداست و هرجا که باشد عزیز است ، هم نزد یعقوب(ع) عزیز است و هم نزد عزیز مصر و از همه مهمتر اینکه عزیز نزد خدا عزیز است چه بخواهی و چه نخواهی ...

و باز هم اما ...

اما سخت کار آنجاست تو می شوی عامل فاصله ی عزیزان خدا ... می شوی باعث و بانی دوری یعقوب (ع) و یوسف(ع) از عزیزشان و می شوی بلعث فاصله ی کسانی که روزیت از برکت حضور آن هاست و نفهمیده ای که پیوند زمین و آسمانت از برکت وجود آن هاست ...

حتی فکرت هم آنقدر حقیر و بیمار است که نمی فهمی راه شرمنده نشدنت را نیز یعقوب (ع) در دهانت می گذارد که تو حرف دیگری نداری جز اکله الذئبی که در درونت وجودش را حس نکرده ای ...

و شاید هم در انتها مورد عفو حجت پروردگارت قرار گیری اما با همان توجیهاتی که قبلا از آن آگاهت کرده بودند می شوی عامل فاصله ... عامل فاصله 1400 ساله ای که حجت خدا برای عزیزانش و عزیزانش برای او فریاد زده اند :

این السبب المتصل بین الارض و السماء

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۲۵
ابوالفضل رفیعها

بسم الله الرحمن الرحیم

قَالَ یَا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَن تَکُونَ مِنَ الْجَاهِلِینَ(سوره هود آیه 46)

چه بخواهی و چه نخواهی باید باور کنی که اهلت همانهایی هستند که بیشتر وقتت را با آن ها می گذرانی که نه ، چون بالاخره پسر نوح با پدرش زندگی کرده بود و وقت های زیادی را در کنارش تنها گذرانده بود ، که اهلت همانهایی اند که بهشان دلبستگی داری و رفتار و برنامه زندگی ات را با آن ها تنظیم می کنی ...

و حالا بحث اهل است ، بحث نوح علیه السلام  و اهلی که شاید هیچ پیوند خویشاوندی نیز با او نداشتند و غیر اهلی که همسر و فرزندش می شدند ... و بحث نوح علیه السلام بحث مشترکاتی است مثل آب که هم حیات می دهد و هم حیاتت را می گیرد و اهل واقعیت رانجات می دهد وبه ظاهر اهلت را به کام مرگ هم نه عذاب می کشاند و داستان نوح علیه السلام داستان همان زندگی روزانه توست و ساختن کشتی در خشکی که نوید آینده ای را می دهد که زندگی نه آن دنیاییت که همین دنیایت بسته به آن است ...

باید باور کرد که هر اهلی یک اقتضایی دارد و هر اقتضایی یک سبک زندگی خاص خودش را ... واین همان دغدغه ایست که مدت هاست ذهن من را بخودش مشغول کرده است ... و این نکته ای اساسی است که اهلت شاید راه نجات را بر توببندند و تو نیز حتی در عذاب و دیدن خطر نیز کور باشی و به دنبال ارتفاعی برای لذت از بزرگ دیدن خودت در برابر وعده های الهی و الته که ذلت منتهای این راه است .

و نکته ی اساسی این است که هر اهلی مقتضایی دارد و سبک زندگی شامل آن اقتضائات ... و انسان هایی که دنبال آنند که برگه ای را ضمیمه کنند به فعالیت هایشان به اسم قانون و یا منشور و یا هیئت نظارت و یا ... که هیچوقت هم نه بازیکنی را به راه راست منحرف کرده و نه هیچگاه بازیگری را از راه انحراف منحرف ... که اصلا باور نکرده ایم که اقتضای بازی چیز دیگری است و اهل بازی را با اهل دین چه کار ؟ و بازی بازی است با همه ی مقتضیات خود ، سن و سال هم خیلی اهمیتی ندارد وقتی که یک ساله ای عروسکی است که بوق می زند و توپ بادی و حالا توپ چهل تکه وارداتی مارک دار و تماشاگری که بوق میزند ، بازی بازی است یک موقع خاله بازی بود و نقش بازی کردن کودکانه و حالا ستایش است و چی چی باران و هر دو هم برای اینکه من سرم گرم شود ...

هر چیزی اهلی دارد ... و برای اینکه اهل نوح علیه السلام باشی قطعا باید از اهل دیگری نباشی ...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۲ ، ۱۲:۱۳
ابوالفضل رفیعها

بسم الله

کیست برخیزد از این دشت‌ِ معطّل در برف‌؟

می‌دَوَد خون‌ِ کسی آن سوی‌ِ جنگل در برف‌

کیست برخیزد و این مویة مدفون از کیست‌؟

بوی کم‌بختی ما می‌دهد، این خون از کیست‌؟

کیست برخیزد و در جوش‌، چه می‌بینم‌؟ آه‌!

خون‌ِ معصوم سیاووش‌، چه می‌بینم‌؟ آه‌!

دست‌ِ امدادِ که بود این‌سوی پَرچین واماند؟

این خدا کیست که در خوان‌ِ نخستین واماند؟

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۲ ، ۰۱:۰۱
ابوالفضل رفیعها

بسم الله

امشب یاد صحبت های آقا کاظم افتادم همان موقع که می گفت یک سال دیگر از خدا وقت خواستم ...

بچه های قرارگاه می دانند کدام صحبت که چون نامحرمان می بنند کامل نمی ذارم .

اما با توجه به شرایط این روزهای می شه یه خاطره از حاج سعید قاسمی رو گذاشت که توضیح قشنگیه مخصوصا برای برخی برادرا ...

حاج سعید قاسمی تعریف می کرد که حاج همت رو نوک پنجه هاش وای میستاد می گفت بچه ها بجنگید اگر نجنگید عنان کار می افته دست سازمان مللی ها ... بچه ها هم می گفتن حاجی ما داریم می جنگیم دیگه ... حاج همت هم می گفت بچه بشتر بجنگید ... حاج سعید قاسمی می گفت ما نمی فهمیدیم حاج همت چی می گه تا جنگ تموم شد ... حاج سعید تعریف می کردند که من مسئول تشریفات امضای قطعنامه بودم همه سازمان مللی ها عین آدم اومده بودن جز نماینده کثیف آمریکا که با لباس کابویی و کفش مهمیز بسته اومده بود ... حاج سعید می گفت وقتی من رودید زد رو شونم گفت hello my freind  ‌... می گفت حاج همت تمام قد جلوی چشم اومد که داشت می گفت بچه ها بیشتر بجنگید ...

این روز ها هم به لطف ریش پر فسوری ها و  دیکتاتور های متعادل و ...  باز عنان کار افتاده دست حرامی های سازمان ملل ...

برادر می خواستم بگم حواست باشد ...

این سنگر ها را هم اگر وا بدهیم حسابمان با خون شهداست ...

الان وقت ناراحتی نیست

الان وقت حرکته و اصلاح خطاها

التماس دعا ...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۴۲
ابوالفضل رفیعها